شهداي شهرستان بروجرد
رهســپاریم     بـا ولایت        تـا شـهادت
جانم فدای رهبر
  جانم فدای رهبر  اين هشيارى، موقع‌سنجى، لحظه را به حساب آوردن، خصوصيت برجسته و مهمى است كه بايد ملت ما در همه‌ى موارد متوجه باشند؛ آنجایى كه دشمنى و توطئه‌ى دشمن حس مي شود، به صورت لحظه‌اى بايد همه حساسيت نشان بدهند. (امام خامنه ای)

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مَردیم
هر زمان یاد خمینی به سر افتد ما را
دور سیّد علی خامنه ای می گردیم

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم

پرکاربرد ها
نیازهای روزانه

مخـاطب محـترم لطـفاً
برای ورود به هر یک از بخش های ذیل ،
بر روی تصویر مربوطه کلیک نمایید
--------------------

 ساعت ، تقویم و مناسبت های امروز
ساعت ، تقویم
و مناسبت های امروز

......................................


اخبار امروز به روایت
روزنامه های صبح و عصر

......................................


گزارش وضعیت آب و هوای بروجرد

......................................


لینک ارگان های مهم دولتی



برچسب‌ها
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
فهرست شهدای والامقام شهرستان بروجرد
( به ترتیب حروف الفبا ) شهدای ثبت شده در وبلاگ
مخـاطب محـترم لطـفاً برای دسترسی به اطلاعات شهدا
بر روی هریک از حروف الفبا و یا نماد عملیات ها کلیک نمایید







تماس با ما



برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
            تاريخ : شنبه نهم مهر ۱۴۰۱

شهید موسی رحيمی چگنی

شهید نیروی انتظامی جمهوری اسلام ایران ( فراجا )

شهید موسی رحيمی چگنی

نام : موسی

نام خانوادگی : رحیمی چگنی

فرزند : اميرخان

متولد : 1343/01/01

محل تولد : روستای چنار از توابع بخش چگنی

شغل : کادر نیروی انتظامی فراجا

تاریخ شهادت : 1364/02/13

محل شهادت : بروجرد روستای بردبل

نحوه ی شهادت: بروجرد- درگيری با سارقين مسلح.

دانشجو : دانشجوی دانشگاه آ‌زاد بروجرد در رشته ی كشاورزی

کد ایثارگری : 6406661

زندگينامه

سال هزار و سیصد و چهل­ و سه ، در روستای «چنار» «بخش چگنی» از توابع شهرستان خرم ­آباد، در خانواده­ای مؤمن و مذهبی، ديده به جهان گشود. در دامان مادري آگاه و معتقد رشد و پرورش يافت. از همان دوران كودكی، با آ‌واي روح بخش قرآن كريم آ‌شنا شد. دوران ابتدايي را در محل اقامتش سپري نمود. با توجه به كمبود امكانات تحصيلي، ناگزير برای ادامۀ تحصيل، به شهرستان خرم ­آباد، مهاجرت كرد و دورۀ راهنمايی و دبيرستان را دراين شهرستان به اتمام رساند.

به مسائل ديني و مذهبی، بسيار اهميت می­ داد. به حسن اخلاق و رفتاردر ميان اقوام و خويشاوندان شهره گشت. با توجه به موقعيت حساس كشور و جنگ نابرابر دشمنان، عليه ايران اسلامی، براي حراست از ميهن اسلامی و مبارزه با اشرار و سوداگران مرگ در سال هزار و سیصد و شصت­ و دو، به عضويت كميتۀ انقلاب اسلامی درآمد. فعاليت­ های خود را دركميته، به صورت جدي ادامه داد. در انجام ماموريت ­های خطير محوله، لحظه­ ای درنگ نمی ­كرد و از بذل جان برای اسلام و كشور عزيز خويش، دريغ نمي­ ورزيد. در كنار خدمت در كميته در آزمون دانشگاه آزاد اسلامی شركت نمود و در دانشگاه آ‌زاد بروجرد در رشته ی كشاورزی، در مقطع كاردانی پذيرفته شد. در تاريخ دوازدهم اردیبهشت هزار و سیصد و شصت ­و چهار، در درگيری با اشرار و سارقين، در روستای «بردبل» واقع در منطقه ی «چالانچولان» از توابع شهرستان بروجرد، توسط سوداگران مرگ، به فيض عظمای شهادت نائل آمد و ردای سرخ شهادت را برتن پوشيد.

شهید موسی رحيمی چگنی

شهید موسی رحيمی چگنی

خان کمونیست

راوی:پدرشهید

کدخدای روستا آمد پیشش و با تمسخر گفت:

-صدام رو کشتید؟

هر روز کار مردم طعنه ­و نیش­ و کنایه بود. کدخدا با یک عده لاابالی جمع می­ شدند و قلیان می ­کشیدند و صدای خنده­ هایشان آسایش را از مردم می ­گرفت. روزها همین­ طور سپری می­ شد تا این­که پسر یکی از خان­ های کمونیست، دانشگاه قبول شد؛ ولی به خاطر پرونده ی سیاسی خانواده­ اش نمی ­توانست وارد دانشگاه بشود. کدخدا و ریش ­سفیدهای محل، رفتند پیش نماینده ی مردم خرم ­آباد در مجلس شورای اسلامی، آقای محمد صالح طاهری. نماینده جلسه ­ای ترتیب داد با حضور کدخدا و دوستانش و ریش­ سفیدهای محل. موسی هم با پدرش در جلسه شرکت کرد. آقای طاهری­ پرسید:

- به نظر شما باید با همچین آدمی چه کار کنیم؟

هرکس حرفی می­ زد.یکی می­ گفت:

- باید کاری نکنیم از ما بیزار بشن!

یکی می­ گفت:

- نباید کاری کنیم که از اسلام فاصله بگیرن!

یکی هم می­ گفت:

- اگر راهی هست که بتونیم این پسر رو بفرستیم دانشگاه و مسؤولین دانشگاه رو قانع کنیم که موافقت کنن، خیلی خوب می ­شه!

هر کس راه حلی داد. همه موافق بودند و نماینده، به تنهایی نمی­ توانست حریف شان بشود؛ اما موسی با این­که سن کمی داشت، اجازه گرفت و گفت:

-اگر پدر و خانواده ­ای نفرات ما را به مسخره می­ گیرن و با اصل نظام و اسلام مخالفت می­ کنن، فردا هم که پسر این خانواده معلم یا هر کاره­ای از این مملکت بشه، رو ذهن بچه ­های ما تاثیر می­ ذاره. تحصیل کرده­ های ما باید الگوی بقیه باشن، چون ناخودآگاه مردم، بیشتر به طرف افراد مهم جذب می­ شن و اینجور آدمی نمی­ تونه مردم رو به راه راست هدایت کنه.

حدود بیست دقیقه حرف زد. حرف حساب و نماینده هم به نشانۀ تائید سرش را تکان می ­داد. موسی توانست بقیه را قانع کند. کدخدا دندان­ هاش را روی هم فشار می­ داد و دندان قروچه می­ کرد؛ اما کاری از دستش ساخته نبود.

راوی:پدر شهید

یک دوست از جنس دوستان آسمانی داشت. هرکجا می­رفتند باهم بودند. خیلی صمیمی بودند. (شهید) اسکینی پسرخاله ی پدری موسی بود.

دلهایشان به هم نزدیک بود. بعد هم سنگ قبرهایشان. خبر شهادت عزیزترین دوستش را آوردند، خیلی ناراحت شد؛ چهل روز بیشتر برایش بی­تابی ­کرد. کنار قبر شهید اسکینی، یک قبر خالی بود که می­ نشست لبۀ آن و برای دوستش گریه و زاری می­ کرد. وقتی برگشت به خانه، یکی از بچه ­های محل، با تمسخر به او گفت:

- تو که پدرت ثروتمنده، چرا یه بنز برات نمی­ خره؟

موسی گفت:

-من از بنزای آسمونی می­ خوام نه این بنزای زمینی.

گفت:

-ما رو هم سوار بنزت می­ کنی؟

موسی گفت:

- چرا که نه!

لبخندی زد و به راهش ادامه داد. چند وقت بعد، در درگیری با اشرار، اثری ازش پیدا نکردیم، خیلی نگران بودیم؛ تا این­که خبر دادند چهل و هشت ساعت بعد، جنازه ­اش را برای ما می­ آورند و فعلاً در یک منطقه ی دور است. جنازه ­اش پیدا شد و در همان منطقه درگیری با اشرار بود.

بعد از آن همه، اضطراب و ناراحتی، حالا باید با او وداع می­ کردیم، خیلی سخت بود و سخت می­ گذشت؛ حالا فهمیدیم که بنزهای آسمانی که می­ گفت، همان خبر شهادتش بود.

موسی

دوستی از جنس دوستان آسمانی

راوی:پدر شهید

یک دوست از جنس دوستان آسمانی داشت. هرکجا می­رفتند باهم بودند. خیلی صمیمی بودند. (شهید) اسکینی پسرخاله ی پدری موسی بود.

دلهایشان به هم نزدیک بود. بعد هم سنگ قبرهایشان. خبر شهادت عزیزترین دوستش را آوردند، خیلی ناراحت شد؛ چهل روز بیشتر برایش بی­تابی ­کرد. کنار قبر شهید اسکینی، یک قبر خالی بود که می­ نشست لبۀ آن و برای دوستش گریه و زاری می­ کرد. وقتی برگشت به خانه، یکی از بچه ­های محل، با تمسخر به او گفت:

- تو که پدرت ثروتمنده، چرا یه بنز برات نمی­ خره؟

موسی گفت:

-من از بنزای آسمونی می­ خوام نه این بنزای زمینی.

گفت:

-ما رو هم سوار بنزت می­ کنی؟

موسی گفت:

- چرا که نه!

لبخندی زد و به راهش ادامه داد. چند وقت بعد، در درگیری با اشرار، اثری ازش پیدا نکردیم، خیلی نگران بودیم؛ تا این­که خبر دادند چهل و هشت ساعت بعد، جنازه ­اش را برای ما می­ آورند و فعلاً در یک منطقه ی دور است. جنازه ­اش پیدا شد و در همان منطقه درگیری با اشرار بود.

بعد از آن همه، اضطراب و ناراحتی، حالا باید با او وداع می­ کردیم، خیلی سخت بود و سخت می­ گذشت؛ حالا فهمیدیم که بنزهای آسمانی که می­ گفت، همان خبر شهادتش بود.

شهید موسی رحيمی چگنی


                                                           

برچسب‌ها: شهدای فراجا
ارسال توسط :       وبلاگ شهدای بروجرد                                         تعداد مرتبه
آخرین مطالب
* اسامی شهدای بروجرد به همراه لینک مطالب مندرج در وبلاگ * مرتبه
* شهید هادی زمانی *
مرتبه
* شهید سیدمحمدجواد منور *
مرتبه
* شهید کاظم کوشکی *
مرتبه
* شهیده زهرا شمس بخش فرزند مسعود *
مرتبه
* شهید احمدرضا گودرزی فرزند علی شاه *
مرتبه
* شهید حسین نقدی فرزند اصلان *
مرتبه
* شهید میثم معظمی گودرزی فرزند حاج غلام *
مرتبه
* شهید حمیدرضا روزبهانی فرزند علیرضا *
مرتبه
* شهیده معصومه پیرهادی فرزند درویش علی *
مرتبه
* شهید عباس پیریایی فرزند علی محمد *
مرتبه
* شهید علی حسین محمدی فرزند مراد *
مرتبه
* شهید ایمان گودرزی فرزند حسین *
مرتبه
* شهید هوشنگ ناصرپور فرزند حمید *
مرتبه
* شهید محمدحسین محلوج فرزند غلامعلی *
مرتبه
* شهید حسن هاشمی فرزند علی کرم *
مرتبه
* شهید قدرت الله صوفی فرزند نقی *
مرتبه
* شهید محمد یاری  فرزند محمدصادق *
مرتبه
* شهید بهرام معظمی گودرزی فرزند رحیم *
مرتبه
* شهید یارمحمد فتح الهی فرزند عبدالمحمد *
مرتبه
* شهید خسرو مبراء فرزند جواد *
مرتبه
* شهید جواد مبراء فرزند یدالله *
مرتبه
* شهید محسن گودرزی فرزند محمد *
مرتبه
* شهیده سیده بتول فاطمی همسر سیدابوالقاسم *
مرتبه
* شهید محسن حاجبی فرزند حسن *
مرتبه
* شهید منوچهر خسروی فرزند احمد *
مرتبه
* شهید هادی مخلصی فرزند یوسف *
مرتبه
* شهید مهدی مخلصی فرزند یوسف *
مرتبه
* شهید حجت الله نیک زاد فرزند مرادعلی *
مرتبه
* شهیده سعیده عیدی زاده دزفولی فرزند عبدالصمد *
مرتبه
 .: شهداي شهرستان بروجرد  :.

ابتداي همین صفحه

شهدای شاخص              بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید

شهدای فرهنگی          بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید

سایت های قرآنی

وب سايت دارالقرآن الکریم


وب سايت ختم قرآن مجيد


آموزش آنلاین روانخوانی قرآن کریم


آموزش آنلاین تجوید قرآن کریم


آموزش حفظ قرآن کریم


تالار گفتمان قرآنی


موضوعات
موضوعات

پيوند هاي وبلاگ
آمار های وبلاگ
آرشیو مطالب
بهمن ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۴
آبان ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
شهریور ۱۴۰۴
مرداد ۱۴۰۴
خرداد ۱۴۰۴
اردیبهشت ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آذر ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۳
مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
فروردین ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
بهمن ۱۴۰۱
دی ۱۴۰۱
آذر ۱۴۰۱
آرشيو

* امکانات

-------- (۱) ---------