شهداي شهرستان بروجرد
رهســپاریم     بـا ولایت        تـا شـهادت
جانم فدای رهبر
  جانم فدای رهبر  اين هشيارى، موقع‌سنجى، لحظه را به حساب آوردن، خصوصيت برجسته و مهمى است كه بايد ملت ما در همه‌ى موارد متوجه باشند؛ آنجایى كه دشمنى و توطئه‌ى دشمن حس مي شود، به صورت لحظه‌اى بايد همه حساسيت نشان بدهند. (امام خامنه ای)

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم

ما همان نسل جوانیم که ثابت کردیم
در ره عشق جگر دار تر از صد مَردیم
هر زمان یاد خمینی به سر افتد ما را
دور سیّد علی خامنه ای می گردیم

بسیجی ام ، بسیجی ام
فدایی ولایتم

پرکاربرد ها
نیازهای روزانه

مخـاطب محـترم لطـفاً
برای ورود به هر یک از بخش های ذیل ،
بر روی تصویر مربوطه کلیک نمایید
--------------------

 ساعت ، تقویم و مناسبت های امروز
ساعت ، تقویم
و مناسبت های امروز

......................................


اخبار امروز به روایت
روزنامه های صبح و عصر

......................................


گزارش وضعیت آب و هوای بروجرد

......................................


لینک ارگان های مهم دولتی



برچسب‌ها
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
فهرست شهدای والامقام شهرستان بروجرد
( به ترتیب حروف الفبا ) شهدای ثبت شده در وبلاگ
مخـاطب محـترم لطـفاً برای دسترسی به اطلاعات شهدا
بر روی هریک از حروف الفبا و یا نماد عملیات ها کلیک نمایید







تماس با ما



برای خدا کار کنید تا نتیجه ی کارتان تا ابد باقی بماند (حضرت امام خمینی ره )
            تاريخ : دوشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۱

شـهـیـد احمد تنه کار

شـهـیـد نـیـروی زمـیـنـی ارتـش

سردار رشید اسلام شهید احمد تنه کار

مسئول عقیدتی سیاسی پادگان مهندسی شهرستان بروجرد

شـهـیـد احمد تنه کار

نام : احمد

نام خانوادگی : تنه کار

نام پدر : اسداله

نام مادر : عذرا

سن هنگام شهادت ؛ 23 سال

تاریخ تولد :1337/06/10

محل تولد: بروجرد

تاریخ شهادت : 1360/07/07

محل شهادت: بروجرد ( ترور توسط منافقین )

استان : لرستان

شهر : بروجرد

مزار : بهشت شهدا بروجرد

وظیفه/کادر : کادر

سازمان : نزاجا

مـزار : بهشت شهدا بروجرد

زندگينامه

كمتر كسي است كه زندگي برادر شهيدمان مرحوم تنه ­كار اطلاع نداشته باشد . زندگي كوتاه و پرثمره­ ي او براي همگان روشن و واضح است . او در خانواده مستضعف و عاشق اباعبدالله الحسين بدنيا آمد . از همان سنين كودكي در مجالس و محافل مذهبي و ديني شركت داشتند .

به ياد داريم كه ايشان در سنين هفت و هشت سالگي قرآن را خيلي خوب و بدون غلط می­ خواند و در همان اوان در هيئت­ هاي عزاداري امام حسين شركت مي­ كرد و از خدام سالار شهيدان بود .

وی از كودكی هـمراه با تحصيل در مـدرسه به علت فـقر مالی مـجبور به كار بود . ظـهرها و عـصرها كه از مدرسه تعطيل می ­شد بدنبال كار مي­ رفت و بدين­ سان از اول زندگی به خاطر تلاش و كوشش پخته شد .

شايد كمتر كسي به اندازه­ ی اين شهيد بزرگوار از اول زندگي رنج و تلاش و عشـق و هـدف را با هم عجين كرده بود او در عين اينكه زحمت زيادی می­ كشيد اما خسته به نظر نمی­ رسيد و از زندگی نمی ­ناليد علت اين را بايد در استقـلال او پيدا كرد او می­ خواست متكی به خود باشد و برای زندگی كردن از خدا كمك می­ جست و حركت می­ نمود .

هوش و فراست عجيب او سبب شده بود كه در دورای ابتدايی هميشه شاگرد اول كلاس و مدرسه­ اش باشد . به همين سبب كلاس پنجم و ششم را در يك سال خواند . در دبيرستان وارد شد عشق زيادی به هدايت محصلين و دوستان داشتند و از هر موقعيت و فرصتي استفاده می ­كرد .

به ياد داريم تمام انشـاهايی كه می­ نوشت تمام آن­ ها جنـبه­ ي مـذهبی و هـدايتی داشت و سعی می­ كرد به نحوی بچه ­ها را به مذهب آورد و كوشش مي ­كرد به سوالات همكلاسی­ هايش كه از او سوال مي­ كردند در انشايش جواب بدهد . به خاطر عشق و علاقه­ ای زياد كه به مكتب اسلام داشت و می­ خواست به نسل جوان آگاهي دهد و آن ­ها را هدايت كند . به كمك چند تن از دوستانش جلسه ­اي بنام « مكتبُ النَّبي » تشكيل دادند كه در اين جلسات جوانان و دانش ­آموزان شركت می كردند . ابتدا قرائت و آموزش قرآن و سپس مسایل ديگری مطرح می­ كردند . اين جلسات همچنان ادامه داشت تا اينكه انقلاب اسلامی پيروز شد و شهید احمد تنه­ کار به ارتش راه يافتند .

او يك نظامي تنها نبود بلكه يك معلم و مبلغ موفق و رشـيدي براي مكتب اسـلام و انقـلاب اسلامي بود .

او فردي بود كه زبان گويا و برنده­اي مانند داشت . فعاليت­ هاي بعد از انقلاب وي در شهر مورد شهادت همگان است . او فردي بود كه از اول هيـچ گونه انحرافي به گرايش­ هاي چپ و راست نداشت . در پادگان يك مربي ماهر و يك استاد زبردست براي همرزمانش بود .

در كلاس­ هايش عظمت اسلام را بيان مي­ كرد و آن­ها را گوشزد مي­ كرد تا شاگردان عشـق و علاقه­ي زيادي به كلاس­ هاي او پيدا كنند و به خاطر همين موفقيت از طرف اداره­ ي سياسي ايدئولوژي پادگان مهندسي بروجرد دعوت به همكاري شد . از آن روز به بعد فعاليت هاي اسلامي ـ سياسي پادگان را كاملاً زير نظر داشت و در حد امكان سعي مي ­كرد در آشنا كردن و آگاهي دادن افراد به اهداف عاليه­ ي اسـلام و انقلاب مي­ نمود تا بالاخره از طرف اداره­ ی سياسي ايدئولوژي به تهران جهت گذراندن يك دوره­ ي فشـرده ­ی استادي اعـزام مي ­گردد و در امتحان ورودي رتبه و مقام اول را كسب مي ­كند .

همزمان با فعاليت­ هايش در پادگان اوقات فراغت و بيكاريش را در سطح شهر با ايجاد كلاس­ هاي اصول عقايد و قرآن و خلاصه آگاهي و هدايت جوانان مي­ گذراند . از جمله كلاس­ هاي شهيد تنه­ كار در مسجد امام خميني و سپس برپايي كانون نشر انديشه­ هاي استاد شهيد مرتضي مطـهري بود . او با بيان رسا و استدلال­ های محكم و متين خود توانسته بود چندين نفر از افراد گروه­ هاي مختلف را هدايت و به آغوش اسلام بازگرداند وقتي فردي را مي­ ديد كه به گمراهي مي­ رود از هر وسيله ممكن استـفاده مي­ كرد تا بلكه او هدايت شود . شهيد تنه ­كار از پهنه ­ی هستي يك كلاس درس ساخته بود . از هر جا و مكان و وسيله­ اي استفاده مي­ كرد تا به ديگران آگاهي دهد و خود آگاهي كسب كند . در خيابان داخل اتوبوس و مغازه و غيره از هر دور جمع شدني استفاده مي­ كرد و معلم آن جمع مي­ شد .

يكي ديگر از خصوصيات بارز شهيد تنه ­كار جسارت و بي­باكي اين مرد بزرگ بود كه در كمتر كسي ديده مي­شود . او فردي با شهامت و كفايت و لياقت بود كه حسن مديريت عجيبي داشت و با بينش عميقي كه در او بود مسایل را بخوبي حل و فصل مي ­كرد .

تنه­ كار به معناي واقعي پيرو خط امام بود بالاتر از حرف امام نه حرفي مي­زد نه اجازه مي ­داد كه حرفي زده شود . از جامعه­ ي ما جلوتر بود ديدش وسيع و اطلاعاتش خوب و عاشق و دلباخته ­ي امام بود وي براي جامعه اسلامي خيلي موثر بود . فردي دلسوز و مؤثر براي مكتب و جامعه بود . تنه­ كار فردي سازش­كار و محافظه­ كار نبود بلكه فردي قاطع و برنده بود . هر حركتي را كه برخلاف خط امام مي­ ديد بلافاصله افشا مي­ كرد . بارها و بارها با سخنراني­ هايش مردم را آگاه و ارشاد مي نمود و عجيب آن كه تير به دهان و زبانش زدند يعني اينكه ما تو را بخاطر حق­ گويي و تبليغ و بيان احكام قرآن و اسلام مي ­كشيم . او عمار و ياسر زمان بود زيرا بخاطر بيان كلمه الله و دفاع از اسلام و قرآن و انقلاب اسلامي جان عزيز خود را نثار كرد .

هميشه به امت عشق مي­ ورزيد و شهادت آرمان اصلي او بود . هجرت، جهاد و شهادت سه كلمه پرمعناي زندگي تنه­ كار بود. منافقين مزدوران جيره خواران و نوكران آمريكا او را به شهادت رساندند و او سرفراز و سربلند ، سرانجام دشمن به آرزوي ديرينه­ ی خود رسيد و در خيابان سعدي از سوي منافقين ترور و به درجه­ ی رفيع شهادت نایل گرديد.

پيكر مطهرش را در بهشت شهدا خاك سپاري كردند .

نحوه ی ترور شهید احمد تنه کار به روایت شاهد عینی

محمدرضا ياراحمدی (همسايه)

شهيد احمد تنه­ کار در يك خانواده­ي مذهبی به دنيا آمدند و بعد از تحصيلات ، به كار در ارتش مشغول شدند محل كار ايشان در عقيدتی سياسي پادگان مهندسی ، ستاد نماز جمعه و برگزاری مراسمات مشغول خدمت به اسلام و انقلاب بودند .

در اوايل مهر سال 1360 شروع سال تحصيلی جديد بود و من در آن وقت محصل بودم چون هنوز مدارس پايه ی محكمی نگرفته بود به علت كمبود معلم بر حسب اتفاق آن روز كلاس ما تعطيل شد و مسئول مدرسه ما را روانه خانه كرد .

اينجانب در هنگام ورود به كوچه سرويس حـامل كادر مهـندسی را ديدم كه ايسـتاد و آن شهـيد سـرافراز از سرويس پياده شد و به منزل خود كه از حجه الاسلام نجاتی امام جماعت مسجد محل ما به صورت استيجاری گرفته بود می­ رفت .

چه كسي می­ دانست كه چند لحظه­ ي بعد چه می­ شـود و چه خواهد شد .

چند قـدم به درب منزل آن دلير مرد نمانده بود كه دو نفر پشت سر او در حال حــركت بودند و بعد از آن دو نفر ، دو دخـتر می رفتـند و اينجانب چون سن كمی داشتم آرام آرام به طرف منزل خود می­ رفتم

شهيد نزديك درب منزلشان نرسيده بود كه يك نفر از آن­ ها شهيد را صدا كرد :

ـ احمد! احمد! احمد!

احمد سرش را برگرداند به سمت صدا ، ناگهان با افراد مسلح مواجه شد که تمام پیکرش را به رگبار بستند و به ضرب گلوله به شهادتش رساندند . خون به سرعت در و دیوار و تار و پود لباسش پاشید و احمد غرق در خون نقش زمین شد . از ترس صـدای انفجار که تا آن موقـع نشنـیده بودم ، در کنار کوچه نشـستم و می­ لرزیدم . افراد مسلح ، اسلحه­ ی خود را به دست آن دو دختر دادند و از کوچه ­ی فرعی ، به سمت میدان توحید فرار کردند .

مردم که متوجه­ ی صدا شدند . به کوچه ریختند و دنبالشان رفتند ، ولی پیداشان نکردند . در آن حین که در حال فرار بودند . برادرم که بالای پشت بام منزلمان بودٌ ، یکی از آن­ ها را که چشم خودش را با تکه­ ای پارچه بسته بود . شناسایی کرد . مردم محل ، همراه با خانواده ­ی داغدارش در محل جمع شده بودند دور پیکری که در دو قدمی منزلش مانده بود ، درست زیر دیواری که جای گلوله ها، تنش را نقطه نقطه کرده بود . آمبولانس بیمارستان آمد و آژیرکشان ، جمعیت را شکافت و جسد بی رمق احمد را به بیمارستان انتقال داد .

بعد از شهادت آن مرد بزرگ ، كوچه ­ی ما به اسم شهيد احمد تنه­ كار نام­گذاری شد تا هميـشه نامش بر روی زبان ­ها باقي بماند كه اگر ما نتوانستيم شهادت بدهيم آن ديوار و كوچه به زبان آيند و نحوه­ ی شهادت مظلومانه آن بزرگوار را گويا باشند . چند هفته پيش كه براي زيارت اهل قبور به بهشت شهدا رفتيم قسمتی از سخنان ايشان را بر روي سنگ مزارش خواندم .

اي كوكتل­ ها ـ خمپاره ­ها ـ سه راهي­ ها ما را بكشيد ملت ما بيدارتر می­ شوند .

« اينان امامزاده ­های عشقند كه فردا مزارشان قبله­ گاه اهل يقين خواهد بود . » ( امام خمينی )

راوی: محمدرضا ياراحمدی (همسایه)

منبع : سیستم اطلاعاتی معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان لرستان

مقاله اي از معلم شهيد احمد تنه كار

نمي­ دانم از چه سخن بگويم كه ارزش بهتري داشته باشد . فكر مي ­كنم امروز اگر بشود انسان­ ها را آگاه كرد و راه را به انسان نشان داد بهتر باشد . اگر بشود به انسـان­ ها فهماند كه او چـه ارزشي دارد و شدن او چه مراحلي را بايد طي كند فـكر كنم كار بزرگي است . اگر بتواند مسئوليت را در خـون و رگ و پوست انسان­ ها جا بدهيم آن موقع مي­ توانيم احساس امنيت و آرامش نماييم .

انسان مسئوليتش در انسان بودن اوست زيرا كه مسئوليت موجودات ديگر كمتر از انسان است . بخاطر همين انسان ارزش بيشتري بر ساير موجودات دارد . اگر انسان به قدرتي برسد و داراي اراده ­اي شود كه بتواند همه­ ی اميال فاسده را كنار زند و همه ميل ­هاي نيكو را پيشه كند هرگز در طول زندگي دچار ضعف و انحطاط فكري نخواهد شد . هرگز مصائب و مشكلات بر او چيره نخواهد شد و آنگاه مي ­تواند به عنوان يك انسان آزاده و قهرمان در جهان زندگي نمايد . انساني كه ديگر اسير انسان نخواهد و در برابر انسان تسليم نخواهد بود . ديگر انسان قرن بيستم به شكل كنوني حيواني در پوست انسان نخواهد بود و اما آنچه ارزش دارد و شما بخصوص بايد رعايت نمایيد مسئله­ ي خداگرايي و خدا گونه زيستن است كه هميشه در ارتباط با خدا زندگي نمایيد كه از همه­ي چيزها بهتر است . انسان مرتبط با خدا با همه فسادها قهر مي­كند و جدايي مي ­نمايد لذا سعادتمند و خوشبخت است .

هميشه سعي ­كنيد نه تنها خودتان بلكه دوستانتان را هم با خدا آشنا سازيد و با خدا دوست شويد كه دوستي با خدا مصفاترين دوستي­ هاست . اي خوش آن انسان­هايي كه در راه احياي انسانيت خود حركت مي­ كنند و اي بدبخت كساني كه در راه كشتن شخصيت انساني خود حركت مي­ كنند . خيلي فرق است بين اولي و دومي .

در خاتمه از خداوند آرزوي موفقيت براي شنا و همه دوستان و آشنايان دارم .

من عازم جبهه هستم و اميدوارم كه همه­ ی سربازان صديق براي اسلام باشيم در همه چهره ­هاي ممكن .

احمد تنه كار

1359/11/17

گفتگو با برادر شهید

شهید احمد تنه ­کار یکی از شهدای ترور شهرستان بروجرد است که در 23 سالگی در هنگام بازگشت از محل کار ، در مقابل منزلش توسط منافقین ترور و به شهادت رسید .

بروجرد شهری است با یک­ هزار و 500 شهید که تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران کرده است ، شهری که در پیروزی انقلاب اسلامی ایران و دوران دفـاع مقـدس به خوبی نقش خود را ایفا کرد و فرزندان زیادی از این خطه در میدان ­های نبرد با دشمنان حاضر شدند.

شهید بروجردی یکی از شهدای این شهرستان معروف به مسیح کردستان است و کم نیستند شهدایی که هر کدام افتخاری برای این شهر هستند اما در میان این شهدا شهرستان بروجرد چهار شهید ترور را نیز تقدیم کرده است .

دو تن از این شهدا در بروجرد و دو تن در مناطقی دیگر به فیض شهادت رسیدند که یکی از این شهدا شهید « احمد تنه ­کار » است که در سال 1360 و در مقابل منزل شخصی توسط منافقین ترور شد و به فیض شهادت رسید.

در همین راستا گفتگویی با « محمد تنه­ کار » برادر این شهید بزرگوار انجام شده است .

برادر شهید تنه­ کار : احمد فرزند اول خانواده و من فرزند دوم خانواده بودم ، همیشه از احمد به عنوان برادر بزرگتر الگو می­ گرفتم چرا که رفتار و گفتار و خصوصاً اخلاق او نمونه بود و همیشه سعی می ­کردم مانند برادرم رفتار کنم .

احمد در سال 1337 در بروجرد متولد شد و تحصیل خود را تا مقطع دیپلم در این شهر ادامه داد و بعد از اخذ مدرک دیپلم وارد دانشکده ­ی افسری شد و به تهران رفت که در اواخر سال­ های تحصیلـش همـان سال­ هایی بود که انقلاب در حال پیروزی بود .

شهید احمد تنه­ کار به بروجرد آمد و در پادگان مهندسی بروجرد مشغول به کار شد و ازدواج کرد که از وی یک دختر و یک پسر به یادگار مـانده است اما به محـض آغاز جنگ تحمـیلی وارد میـدان نبرد با دشمنان شد .

به گفته وی شهـید احـمد تنه ­کار در طول یک سالی که در جبهه­ ها حضور داشت همه ­ی نامه­ هایی که برای خانواده می ­نوشت و می­ فرستاد جنبه­ ی وصیت­نامه داشتند و عشق به شهادت در او موج می ­زد .

شهید تنه­ کار صبح­ ها در پادگان مهندسی مشغول به کار بود و عصرها در مسـاجد اقدام به سخــنرانی می ­کرد و در کلاس ­ها و سخنرانی­ های خود کلاس نشر اندیشه ­های شهـید مطـهری را بیان می ­کردند و برگزاری همین کلاس ­ها و سخنرانی­ ها سبب شد تا منافقین روز به روز هراسان ­تر و آشفته­ تر شوند.­

در طول این ایام شهید احمد تنه­ کار بارها مورد تهدید قرار گرفت اما بدون هیچ توجه ی به این تهدیدها در راهی که انتخاب کرده بود حرکت می­ کرد و همین سبب شد تا منافقین کوردل تاب و توان دیدن این همه رشادت و فعالیت را نداشته باشند.

برادر شهید تنه ­کار اضافه کرد : در آخرین دیداری که با برادرم داشتیم، تازه درجه سـتوان یکـم را دریافت کرده بود و با لباس­ های جدید به خانه آمد، لباس ­هایش را پوشید و به ما نشان داد و این آخرین دیداری بود که با برادرم داشتیم و ظهر روز بعد به شهادت رسید.

به گفته وی مهرماه سال 60 از راه رسیده بود و یک سال از جنگ تحمیلی می گذشت ، همان روز تولد برادر کوچکمان بود و قرار بود تولدی خانوادگی برایش برگزار کنیم که شهید تنه­ کار گفت عصر من کیک می­ خرم و به خانه می­ آیم تا جشنی برای مهدی برگزار کنیم و ما هم خانه را مقداری تزیین کردیم .

برادر شهید تنه کار اظهار داشت : در روز هفتم مهرماه سال 60 وقتی شهید تنه ­کار از پادگان مهندسی به سمت منزل در حرکت بود ، درست در مقابل منزل وی چند نفر از منافقین کمین کرده بودند و در ظهر همان روز با شلیک گلوله­ های متعدد ، وی را از ناحیه سر و گردن مورد هدف قرار داده و به شهادت رساندند.

وی اضافه کرد : در زمان شهادت برادرم پسرش یک ساله بود و پنج ماه بعد از شهادتش بود که دخترش هم متولد شد ، دختری که هیچگاه پدرش را ندید و خاطراتش را از زبان مادر شنیده است .

عکس شهید احمد تنه کار

وصيت نامه شهيد احمد تنه كار

فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلو تبديلا

پدر و مادر عزيزم :

امروز كه انقلاب اسلامي ما به رهبري امام خميني مي­ رود تا پوزه­ي جهانخواران شرق و غرب و نوكران و جيره خواران داخلي و خارجي اش را به خاك بمالد احتياج به جواناني چون من دارد . مي ­دانيد كه صدام آمريكايي به كمك نوكران ديگر آمريكا يعني منافقين خلق مي ­خواهد به انقـلاب ما لطمه وارد آورد امـا تا زماني كه جواناني ايثارگر و مقاوم در اين مملكت اما زماني وجود دارد هرگز انقـلاب ما لطمه نمي­ خورد بلكه پيشرفته و صادر مي ­شود .

پدر و مادر عزيزم بزرگترين آرزوي من پيروزي اسلام بر كفر جهاني است پيروزي انقلاب بر آمريكا و شوروي است من اگر چه كه مي­ دانم شهـيد مي­ شوم اما در آينده ­ی اين انقـلاب پيروزي­ هاي درخشاني را مي­ بينيم كه تمام دنيا زير سايه انقلاب اسلامي به رهبري حضرت مهدي (عج) هستند .

برادران و خواهرانم را يك به يك مي­ بوسم و از آن­ ها مي­ خواهم بيش از پيش به اسلام و قرآن و انقلاب عشق­ ورزند پيروزي در قرآن است ـ پيروزي با امام است .

اما سخني چند با همسرم :

همسر عزيز و مهربانم مي­ داني من چقدر تو را دوست دارم اما بايد مانند امام حسين (ع) زن و فرزند و مال و منال را فداي خدا نمود . خداوند انسان را به مال و منال و زن و فرزند امتحان مي­ كند .

وَ لَنَبلُوَنَّكُم بِشَئٍ مِنِ الخَوفِ وَ الجُوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الاموالِ وَ اَلانفسِ وَ الثَّمَرات وَ بَشِّرِ الصّابِرين

من حسين وار مي­ روم تا شهيد شوم و تو نيز بايد رسالتي زينبي داشته باشي براي خدا تحمل كن مطمئن باش كه خداوند به تو اجر و مزد خواهد داد . از دختر كوچكم مواظبت كن و تا مي­ تواني به او محبت نما .

سخني با برادران و خواهران كانون :

مي ­دانيد ما با چه خـون و دلي اين كانون را برپا كرديم . بحمـدالله الان به رونق افتاده است . از برادران و خواهران مي­ خواهم كه برنامه­ هاي كانون را تعطيل نكنيد .كانون را بهتر و خوبتر به راه بياندازيد تا دشمن فكر نكند با رفتن يك نفر اسلام ضربه مي­ خورد . ما الحمدالله آنقدر شخصيت داريم كه هرچه شخصيت ­ها را از ما بگيرند ؛ آن­ ها جاي او را پر خواهند کرد .

سلام مرا به همه­ ي دوستان و نزديكان برسانيد و از آن­ها برايم طلب مغفرت كنيد . من بارها گفته­ ام كسي شهيد مي­ شود كه به خود آگاهي و خدا آگاهي رسيده باشد (من عـرف نفسه عـرف ربه ) اميدوارم در اين مراحل مشكلات را پيموده باشم تا به هدف نهايي و تكامل يافته ­ام پس از هجرت­ ها و جهادهايم ، يعني به آرزوی شهادت برسم .

آخرين سخن من اين است كه امام نايب بر حق امام زمان است اگر كسي دل او را به درد آورد دل امام زمان را به درد آورده . پيام من به شما اين است كه دست از جماعت روح خدا نكشيد كه بلايی آسمانی گريبان گيرتان خواهد شد . هميشه از اسلام و قرآن و امام پاسداری كنيد .

باميد پيروزی اسلام بر كفر جهانی و بر قراري حكومت حضرت مهدی (عج)

فرزند كوچك شما

احمد تنه ­كار

احمد

زندگينامه

سال هزار و سیصد و سی­ و ­هفت در شهرستان بروجرد، در خانواده‌ای مسلمان و مؤمن چشم به جهان هستی گشود. با جان و تن، آمادۀ آموختن فنون زندگي شد و دوره ابتدايی را در دبستان آغاز نمود.

شش ساله بود كه قرآن می خواند. در كنار سجادۀ پدر می­ نشست و با او در راز و نياز با خدا، همدل و همزبان شد. شيفتۀ خاندان نبوت و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بود. هميشه ذكر و ياد آنان بر دل و جانش بود. پس از طی دوران راهنمايی و كسب مدرك پايان متوسطه، توانست در دانشگاه افسری شركت کند، پذیرفته شود و فرماندهی « پادگان مهندسی بروجرد » را به عهده بگيرد.

در مقابل دشمن، با سينه ­ای ستبر و قامتی افراشته ایستاد. با انتخاب همسری متدين و مسلمان زندگی مشترک را آغاز کرد و از آن وصلت مبارك، صاحب يك فرزند دختر و يك پسر شد. احمد، علاوه بر فرماندهی پادگان، در خيابان صفای بروجرد، سرپرستی فعالان سياسی و كمك به جبهه و فقرا را بر عهده داشت. به همين دليل، از سوی دشمن به علت فعاليت‌هايش تهديد شد و قصد ترور كردن او را داشتند. سرانجام دشمن به آرزوی خود رسيد و در خيابان سعدی از سوی منافقين ترور و به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.

وصيتنامه

« فمنهم من قضی نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلو تبديلاً »

پدرومادر عزيزم!

امروز انقلاب اسلامی، به رهبری امام خمينی(ره) پیش مي­ رود تا پوزۀ جهانخواران شرق و غرب و نوكران و جيره­ خواران داخلی و خارجی را به خاك بمالد. احتياج به جوانانی چون من دارد. می ­دانيد كه صدام آمريكايی به كمك نوكران ديگر امريكا يعنی «منافقين خلق» می­ خواهد به انقلاب ما لطمه وارد آورد؛ اما تا زمانی كه جوانانی ايثارگر و مقاوم در اين مملكت حضور دارند، هرگز انقلاب ما لطمه نمی­ خورد؛ بلكه پيش رفته و به سایر ملل صادر می­ شود.

پدرومادر عزيزم!

بزرگترين آرزوی من، پيروزي اسلام بر كفر جهانی است. پيروزی انقلاب بر آمريكا و شوروی است. من اگر چه كه می­ دانم شهيد می­ شوم اما در آيندۀ اين انقلاب، پيروزی­ های درخشاني را می­ بينيم كه تمام دنيا زير سايۀ انقلاب اسلامی، به رهبري حضرت مهدی(عج) هستند. برادران و خواهرانم را يك به يك می بوسم و از آنها می­ خواهم بيش از پيش به اسلام و قرآن و انقلاب عشق ورزند، پيروزی در پیروی از قرآن است. پيروزی با امام است.

اما سخنی چند با همسرم!

همسر عزيز و مهربانم!

مي­دانی من چقدر تو را دوست دارم؛ اما بايد مانند امام حسين(ع) زن و فرزند و مال و منال را فدای خدا نمود. خداوند انسان را به مال و منال و زن و فرزند امتحان می ­كند.

«و لنبلونكم بشئ من الخوف و الجوع و نقص من اموال و الا نفس و الثمرات و بشر الصابرين»

من حسين­ وار می­ روم تا شهيد شوم و تو نيز بايد رسالتی زينبی(س) داشته باشی. برای خدا تحمل كن! مطمن باش كه خداوند به تو اجر و مزد خواهد داد. از دختر كوچكم مواظبت كن و تا می توانی به او محبت نما.

سخنی با برادران و خواهران كانون!

می ­دانيد مـا با چــه خـون دلی اين كانون را برپا كـرده ­ايم. بحـمدالله الان به رونـق افـتاده است. از بـرادران و خـواهــران می­ خواهم كه برنامه­ های كانون را تعطيل نكنيد. كانون را بهتر و خوبتر به راه بياندازيد، تا دشمن فكر نكند با رفتن يك نفر، اسلام ضربه می ­خورد. الحمدالله آنقدر شخصيت داريم كه هرچه شخصيت­ ها را بگيرند، جايشان خالی نماند.

سلام مرا به همۀ دوستان و نزديكان برسانيد و از آنها برايم طلب مغفرت كنيد. من بارها گفته­ ام كسی شهيد می­ شود که به خودآگاهی و خداآگاهی رسيده باشد:«من عرف نفسه فقد عرف ربه»

اميدوارم در اين مراحل، مشكلات را پيموده باشم تا به هدف نهايی و تكامل يافته ­ام، پس از هجرت­ ها و جهادهايم؛ يعنی به آرزويم که شهادت است، برسم.

آخرين سخن من اين است كه امام خمینی(ره)، نايب بر حق امام زمان(عج) است؛ اگر كسی دل او را به درد آورد، دل امام زمان(عج) را به درد آورده. پيام من به شما اين است كه دست از جماعت روح خدا نكشيد كه بلايی آسمانی گريبانگيرتان خواهد شد. هميشه از اسلام و قرآن و امام پاسداری كنيد.به اميد پيروزی اسلام بر كفر جهانی و بر قراری حكومت حضرت مهدی(عج)

فرزند كوچك شما

احمد تنه كار

ترور

راوی: محمدرضا ياراحمدی (همسايه)

روزهای اول مهر سال هزار و سیصد و شصت، شروع سال تحصيلی جديد بود. درآن وقت، محصل بودم. هنوز مدارس پايۀ محكمی نگرفته بود و کلاس­ ها تق ­و­ لق بود. معلم کم داشتیم، اتفاقی آن روز كلاس ما، به خاطر نیامدن معلم، تعطيل شد. مدیر مدرسه ما را به خانه فرستاد. هنگام ورود به كوچه، سرويس حامل كادر مهــندسی را ديدم كه ايستاد. احـمد تنه­ کار، از سرويس پياده شد که به منزل خودش، برود.

چند قدم بیشتر نمانده بود كه برسد به در منزل، دو نفر از پیچ کوچه درآمدند و پشت سرش به راه افتادند. دو دختر چادری هم پشت سرشان دور و نزدیک می­ آمدند. سن كمی داشتم، آرام آرام به طرف منزل خودمان می­ رفتم. نزديك در منزلشان نرسيده بود كه يك نفر از آن ها صدا زد:

- احمد! احمد! احمد!

سرش را برگرداند به سمت صدا؛ ناگهان مواجه شد با افراد مسلح که تمام پیکرش را به رگبار بستند و به ضرب گلوله به شهادتش رساندند. خون به سرعت دوید در تار و پو­د لباسش و احمد غرق در خون، نقش زمین شد. از ترس صدای انفجار كه تا آن موقع نشنيده بودم، در كنار كوچه نشستم و می­ لرزيدم. افراد مسلح، اسلحۀ خود را به دست آن دو دختر دادند و از كوچۀ فرعی، به سمت ميدان توحيد فرار كردند.

مردم که متوجه صدا شدند، به كوچه ريختند و دنبالشان رفتند؛ ولی پيداشان نكردند. در آن حين كه در حال فرار بودند، برادرم كه بالای پشت بام منزلمان بود، يكی از آن ها را که چشم­ خودش را با تكه­ ای پارچه بسته بود، شناسايی كرد. مردم محل، همراه با خانوادۀ داغدارش، در محل جمع شده بودند دور پیکری که مانده بود در دو قدمی منزلش؛ درست زیر دیواری که جای گلوله ­ها، تنش را نقطه نقطه کرده بود. آمبولانس بيمارستان آمد و آژیرکشان، جمعیت را شکافت و جسد بی ­رمق احمد را به بيمارستان انتقال داد. بعد از شهادت آن مرد بزرگ، كوچۀ ما به اسم شهيد احمد تنه­ كار نامگذاری شد.

شهید احمد تنه کار

پنجم شهریور ۱۳۳۷، در شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش اسدالله، خوابارفروش بود و مادرش عذرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. افسر ارتش بود. هفتم مهر ۱۳۶۰، در زادگاهش مورد سوءقصد نیروهای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید.

شهید ترور ستوانیکم احمد تنه کار

شهید ترور ستوانیکم احمد تنه کار

شهید گرانقدر ستوانیکم احمد تنه کار از همقطاران ما در گروه ۴۱۱ پادگان مهندسی بروجرد بودند . حدود دو ماه من با ایشان در یک یگان خدمتی ( گروهان دوم گردان ۴۳۶ مهندس رزمی بروجرد ) مشغول انجام وظیفه بودم . در این مدت درس های زیادی از این شهید بزرگوار برایم به یادگار باقی ماند .

ایشان افسری متدین ، لایق ، عاشق ولایت و دشمن سرسخت ضد انقلاب بود . همیشه صحبت از درگیری های ایشان با گروهک منافقین و خانه های تیمی ضد انقلاب در بروجرد بر سر زبان ها بود .


                                                           
ارسال توسط :       وبلاگ شهدای بروجرد                                         تعداد مرتبه
آخرین مطالب
* اسامی شهدای بروجرد به همراه لینک مطالب مندرج در وبلاگ * مرتبه
* شهید هادی زمانی *
مرتبه
* شهید سیدمحمدجواد منور *
مرتبه
* شهید کاظم کوشکی *
مرتبه
* شهیده زهرا شمس بخش فرزند مسعود *
مرتبه
* شهید احمدرضا گودرزی فرزند علی شاه *
مرتبه
* شهید حسین نقدی فرزند اصلان *
مرتبه
* شهید میثم معظمی گودرزی فرزند حاج غلام *
مرتبه
* شهید حمیدرضا روزبهانی فرزند علیرضا *
مرتبه
* شهیده معصومه پیرهادی فرزند درویش علی *
مرتبه
* شهید عباس پیریایی فرزند علی محمد *
مرتبه
* شهید علی حسین محمدی فرزند مراد *
مرتبه
* شهید ایمان گودرزی فرزند حسین *
مرتبه
* شهید هوشنگ ناصرپور فرزند حمید *
مرتبه
* شهید محمدحسین محلوج فرزند غلامعلی *
مرتبه
* شهید حسن هاشمی فرزند علی کرم *
مرتبه
* شهید قدرت الله صوفی فرزند نقی *
مرتبه
* شهید محمد یاری  فرزند محمدصادق *
مرتبه
* شهید بهرام معظمی گودرزی فرزند رحیم *
مرتبه
* شهید یارمحمد فتح الهی فرزند عبدالمحمد *
مرتبه
* شهید خسرو مبراء فرزند جواد *
مرتبه
* شهید جواد مبراء فرزند یدالله *
مرتبه
* شهید محسن گودرزی فرزند محمد *
مرتبه
* شهیده سیده بتول فاطمی همسر سیدابوالقاسم *
مرتبه
* شهید محسن حاجبی فرزند حسن *
مرتبه
* شهید منوچهر خسروی فرزند احمد *
مرتبه
* شهید هادی مخلصی فرزند یوسف *
مرتبه
* شهید مهدی مخلصی فرزند یوسف *
مرتبه
* شهید حجت الله نیک زاد فرزند مرادعلی *
مرتبه
* شهیده سعیده عیدی زاده دزفولی فرزند عبدالصمد *
مرتبه
 .: شهداي شهرستان بروجرد  :.

ابتداي همین صفحه

شهدای شاخص              بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید

شهدای فرهنگی          بروجرد
امروز زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی شهدا كمتر از شهادت نیست. ( امام خامنه ای)

برای مشاهده ی زندگینامه ،
لطفا بر روی عکس کلیک کنید

سایت های قرآنی

وب سايت دارالقرآن الکریم


وب سايت ختم قرآن مجيد


آموزش آنلاین روانخوانی قرآن کریم


آموزش آنلاین تجوید قرآن کریم


آموزش حفظ قرآن کریم


تالار گفتمان قرآنی


موضوعات
موضوعات

پيوند هاي وبلاگ
آمار های وبلاگ
آرشیو مطالب
بهمن ۱۴۰۴
آذر ۱۴۰۴
آبان ۱۴۰۴
مهر ۱۴۰۴
شهریور ۱۴۰۴
مرداد ۱۴۰۴
خرداد ۱۴۰۴
اردیبهشت ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
اسفند ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۳
دی ۱۴۰۳
آذر ۱۴۰۳
آبان ۱۴۰۳
مهر ۱۴۰۳
شهریور ۱۴۰۳
مرداد ۱۴۰۳
تیر ۱۴۰۳
خرداد ۱۴۰۳
اردیبهشت ۱۴۰۳
فروردین ۱۴۰۳
بهمن ۱۴۰۲
دی ۱۴۰۲
آذر ۱۴۰۲
آبان ۱۴۰۲
مهر ۱۴۰۲
شهریور ۱۴۰۲
مرداد ۱۴۰۲
تیر ۱۴۰۲
خرداد ۱۴۰۲
اردیبهشت ۱۴۰۲
فروردین ۱۴۰۲
اسفند ۱۴۰۱
بهمن ۱۴۰۱
دی ۱۴۰۱
آذر ۱۴۰۱
آرشيو

* امکانات

-------- (۱) ---------